این پژوهش با تمرکز همزمان بر توسعه هویت برند و استراتژیهای فروش دیجیتال، به بررسی نقش تعدیلکننده باور مصرفکننده در روابط میان این متغیرها میپردازد. برخلاف بسیاری از مطالعات پیشین که هر یک از این حوزهها را بهصورت مجزا تحلیل کردهاند، این تحقیق با ارائه یک مدل مفهومی جامع و مسیرهای مستقیم، غیرمستقیم و تعدیلگر، امکان تحلیل دقیقتر روابط علت و معلولی در محیط دیجیتال را فراهم میکند. باور مصرفکننده که شامل نگرشها، ارزشها و تجربیات پیشین نسبت به برند است، میتواند تأثیر تلاشهای فروش دیجیتال بر تصمیمگیری خرید را تقویت یا تضعیف نماید؛ موضوعی که معمولاً در پژوهشهای گذشته نادیده گرفته شده است. این مطالعه با استفاده از روش PLS-SEM نقش تعدیلکننده باور مصرفکننده را بهصورت کمی و دقیق ارزیابی میکند. همچنین، کاربرد مدل در یک بستر واقعی همچون پلتفرم خدماتی اسنپفود، علاوه بر غنای نظری، قابلیت ارائه توصیههای عملی برای مدیران برند و بازاریابی دیجیتال را افزایش میدهد. ترکیب چهار بعد اصلی توسعه هویت برند شامل تبلیغات دهانبهدهان الکترونیکی، قابلیتهای زیرساخت دیجیتال، قابلیت بازاریابی دیجیتال و مهارت نیروی انسانی، این پژوهش را به یک مدل چندبعدی و جامع تبدیل کرده است که میتواند چارچوبی نوین برای طراحی استراتژیهای مؤثر فروش دیجیتال و تقویت هویت برند بر اساس باور مصرفکننده ارائه دهد.
مطالعه بیشتر...کلیات پژوهش
1-1. مقدمه
1-2. بیان مسئله
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
1-4. جنبه نوآوری پژوهش
1-5. اهداف پژوهش
1-6. سؤالات پژوهش
1-7. فرضیات پژوهش
1-8. قلمرو پژوهش
1-8-1. قلمرو موضوعی
1-8-2. قلمرو مکانی
1-8-3. قلمرو زمانی
1-9. تعریف مفاهیم و متغیرها
1-9-1. تعریف مفهومی متغیرها
1-9-1. تعریف عملیاتی متغیرها
1-9. ساختار پایاننامه
ادبیات نظری و پیشینه پژوهش
2-1. مقدمه
2-2. ادبیات پژوهش
2-2-1. هویت برند در عصر دیجیتال
2-2-2. استراتژیهای فروش دیجیتال
2-2-3. باور مصرفکننده به برند
2-3. مبانی نظری پژوهش
2-4. پیشینه پژوهش
2-4-1. پیشینه خارجی
2-4-2. پیشینه داخلی
2-5. توسعه فرضیات پژوهش
2-6. جمعبندی
2-7. مدل مفهومی پژوهش
2-8. خلاصه و نتیجهگیری
منابع فارسی
منابع لاتین